خانه ی خانوم و آقای میم

ایـــــنجا دلـــــ♡ـــــی تنـــــگ است آنـــجا را نمیــــــدانم...!

بسم رب الحسین

من چند ساله که خیلی هیئت نمیرم البته نه که کلا جایی نرم ولی خب هیئت نمیرم 

اما همیشه دوست داشتم از بچگی.

هرچند خداروشکر هرسال به نحوی توفیق پیدا کردم تو مراسمی شرکت کردم که خیلی به دلم نشست و نبود هیئت نرفتنو برام جبران کرد.

جای همگی دوستان خالی 

دیروز یه سفره صلوات شرکت کردم . که خیلی خیلی عالی بود .

تقریبا هفتادهزار و خورده ای صلوات فرستاده شد به امام حسین و 72تن از یارانشون.

و به جای خرید نذری و گذاشتن سر سفره فقط یه بسته خرما و حلوا رو سفره بود با آب و به جاش هزینه ی خرید نذری رو تصمیم گرفته بودن تو این ده روز که سفره های صلوات تو جاهای مختلف میزارن لوازم التحریر بخرن برای بچه های بی بضاعت ...

کارشون به دلم نشست ...

و مداحی که کوتاه ولی خیلی دوست داشتنی بود ..

دلم کربلا میخواد چندساله که دلم آرزوی پیاده اربعین و داره ..

خیلیا میگن سخته مخصوصا برای خانوما چون جای خواب و غذا هم مشخص نیست 

اما دلم پیاده رفتن تو اون مسیر به عشق امام حسین و میخواد ...

نمیدونم کی نصیب میشه ولی ان شاءالله آرزو به دل از دنیا نرم....

یه سری آرزوها و هدف هایی دارم که دوست دارم محقق بشن ...

دوست دارم حتی مامانمو ببرم کربلا چون مامانمم تاحالا نرفته :((

ان شاءالله ک بشه واقعا ...

همنیطور که هرکسی آرزو داره ان شاءالله قسمتش بشه ...

دوستان تو این شبا مارو هم دعا کنید ...

خیلی خیلی محتاج دعاهاتونیم ...

التماس دعا ...

عزاداری هاتون قبول درگاه حق و ان شاءالله مورد قبول سیدالشهدا واقع بشه ...

و نظرشون رو به ما کنن ...

امروز جمعه ست به نام علی اصغر شش ماهه ...

 زبان آدم الکن از ظلمی که به اماما و خانواده هاشون کردن ...

و چقدر بیرحم که به یه طفل شیرخواره هم رحم نکردن...

خدا لعنتشون کنه ....

و ان شاءالله خدا دشمنای اسلام و ریشه کن کنه و چشمای مارو منور به دیدن امام زمانمون  ...

اللهم عجل لولیک الفرج...

#خانوم_میم

یکی از کتابایی ک همیشه میرم سراغش و خیلی خیلی دوسش داشتم "طوفان واژه ها " از حمیدرضا برقعی ...


و این شعر :

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت

بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان

نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده

است؟ چرا لحظه ی باران نرسیده است ؟ 

و هرکس که در این خشکی دوران به لبش

جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است 

و غم عشق به پایان نرسیده است . بگو

حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد

که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم

گشته به کنعان نرسیده است؟ چرا کلبه ی 

احزان به گلستان نرسیده است؟ دل عشق

ترک خورد؛ گل زخم نمک خورد؛ زمین مرد؛

زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط

برد، فقط برد، زمین مرد، زمین مرد، خداوند گواه 

است، دلم چشم به راه است؛ و در حسرت یک 

پلک نگاه است؛ ولی حیف نصیبم فقط آه است 

و همین آه خدایا برسد کاش به جایی ؛

برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار

دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی

گل نرگس؟ به خدا آه نفس های غریب

تو که آغشته به حزنی است ز جنس غم

و ماتم ، زده آتش به دل عالم و آدم مگر

این روز و شب رنگ شفق یافته در

سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت

عزا کرده ای ای عشق مجسم که به

جای نم شبنم بچکد خون جگردم به دم از

عمق نگاهت نکند باز شده ماه محرم که

چنین میزند آتش به دل فاطمه آهت به 

فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت 

ای ماه! بیا، صاحب این بیرق و این پرچم

و این مجلس و این روضه و این بزم تویی،

آجرک الله! عزیز دو جهان یوسف در چاه،

دلم سوخته از آه نفس های غریبت

دل من بال کبوتر شده، خاکستر پرپر

شده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس

معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به 

اقلیم رهایی؛ به همان صحن و سرایی که

شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا

نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری

تا بشوم کرب و بلایی؛ به خدا در هوس

دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم

خواب ندارد قلمم گوشه ی دفتر، غزل

ناب ندارد شب من روزن مهتاب ندارد 

همه گویند به انگشت اشاره مگر این 

عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب 

ندارد ... تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز 

هوایی، شده ام باز هوایی...

گریه کن گریه و خون گریه کن آری که هر

آن مرثیه را خلق شنیده ست شما دیده ای 

آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی 

روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد

کن که قلم در کف من هم چو عصا در ید

موسی بشود چون تپش موج مصیبات 

بلند است، به گستردگی ساحل نیل

است، و این بحر طویل است و ببخشید 

اگر این مخمل خون بر تن تب دار حروف

است که این روضه ی مکشوف لهوف

است؛ عطش بر لب عطشان لغات است

و صدای تپش سطر به سطرش همگی

موج مزن آب فرات است، و ارباب همه

سینه زنان کشتی آرام نجات است؛ ولی

حیف که ارباب "قتیل العبرات" است؛

ولی حیف که ارباب "اسیر الکربات"

است؛ ولی حیف هنوزم که هنوز است

حسین بن علی تشنه ی یار است و زنی

محو تماشاست ز بالای بلندی، الف 

قامت او دال و همه هستی او در کف 

گودال و سپس آه که "الشّمرُ..." خدایا

چه بگویم که "شکستند سبو را و بریدند" ...

دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم 

از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو

خودت کرب و بلایی؛ قسمت میدهم 

آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز 

بیایی، تو کجایی...تو کجایی...

# حمیدرضا_برقعی

و این بحر، طویل است...

م.ن: خیلی درگیرم، هم روحی هم کلا... نمیدونم چی کارا باید انجام بدم ...مامان و خانواده کنار اومدن با رفتنم ولی مامان هعی میگه تو خیلی دوست داری بری میری میفهمی تنهایی چیه و ...ولی واقعا خیلی هم دلم نمیخواست حداقل امسال اصلا به فکر راه دور نبودم... 

همه خوشحالن در کل و خداروشکر ... چون من واقعا خوشحالیشونو میخواستم 

التماس دعا :)
ان شاءالله پیاده روی اربعین قسمتت بشه 
حال دلت خوب عزیزم
محتاج دعا عزیزم
ان شاءالله ...
ممنونم به همچنین :*
عزاداریاتون قبول حق
برای ما هم دعا کنین توی این ایام ...
چقدر شعر خوب بود!!! یه حس و حال عجیب داشت ... خیلی عجیب...
انشاالله که قسمتتون بشه کربلا ...
موفق باشین ...
خیلی ممنونم همچنین.
چشم شماهم .
واقعاااا خیلی خوبه با اینکه طولانیه اما هیچوقت سیر نمیشم از خوندنش .‌..
ان شاءالله . همینطور برای شما و آرزومنداش ...
ممنونم شماهم موفق باشین ‌
خدایا ما رو حسینی زنده بدار و حسینی بمیران ...
الهی آمین
التماس دعا ^_^
.
راه دور لازمه!! آدمو مرد(!) بار میاره!!
(منِ درون: این هنوز خودش درد دوری نکشیده!! نمیفهمه!! زیاد جدیش نگیر آجی! ) :دی
محتاج دعاییم عزیزم.
^_^ بله اینجوریم میشه نگاه کرد ...
^_- خخ ممنون خواهرکوچیکه
سلام
منم درکت میکنم، تومیخوای خانوادت تورو بارفتنت ناراحت نبینن ومیگی که میرم اشکال نداره
ولی اونا فکرمیکنن که تو از خونه زده شدی
سلام آره دقیقا .
البته من استقلال و مسافرت و اردو با دوستارو خیلی دوست دارم ولی نه اینکه تنهایی برم راه دور واسه یه مدت طولانی ...
ولی خب میدونی هیچکس چیزی ک تو دل آدم هستو نمیبینه خوب طبیعیه یه خورده همچین قضاوتهایی
سلام :)
ان شاء الله که حتما کربلا نصیبتون میشه .
التماس دعا
سلام .
ان شاءالله . همچنین قسمت شما بشه .
محتاج دعاییم . حاجتتون روا 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ســــلام👋
قرار است اینجا لحظهـ های باهــ♡ـــم بودنمان را ثبت کنیم .
خوشی هایمان را شریک شویم.
و تا حد امکان غم هایمان را در دلـ♡ـهایمان نگهـ داریم ‌...
دلــ♡ــنوشته هایمان را مینویسیم.
تا همیشه احساسمـ♡ـان تازه بماند.
و هرگز یـــادمان نرود لحظاتی را که پشت ســــر نهادیم ...
یک زوج عاشــــ♡ـــق به نام های
"خانوم و آقای میم "
اینجا مینویسند .

کانال تلگراممون : @delnevise97

•••●از هزاران دلـ♡ یکی را باشد استعداد "عشـ♡ـق"●•••
#خواجوی_کرمانی
Designed By Erfan Powered by Bayan